اللّهم عجّل لولیّک الفرج و العافیة و النّصر و اجعلنا من اَعوانه و انصاره
14 ذی الحجه روز بخشیدن فدک به حضرت زهرا سلام الله علیها
کلمات کلیدی :فدک
نظرات ()

فدک میدان دفاع از حریم عصمت


نگاهى به ماجراى فدک (قبل از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله)

 فدک چیست و کجاست؟ (1)

 فدک رزمینی آباد در سراشیبی خیبر با چشمه ای پرآب و منطقه ی وسیع کشاورزی و قلعه ای مهم بود و نسبت به خیبر نخلستان های بیشتری داشت. ساکنان آن عده ای از یهود بودند که با اهل خیبر در ارتباط بودند و رئیس آنان در روز فتح آنجا « یوشع بن نون» نام داشت.

 فتح فدک (2)

پس از فتح خیبر در سال هفتم هجرت و حدود چهار سال قبل از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله ، خبر حیرت انگیز فتح آن قلعه ی پولادین به دست امیرالمومنین علیه السلام وحشت و اضطراب زیادی بر قلوب دشمنان اسلام چیره ساخت به گونه ای که عده ای از آنان قبل از اعلان جنگ از طرف حضرت پیشقدم شده و خود را تسلیم کردند. یکی ازین سرزمین ها فدک بود که نزدیکترین منطقه به خیبر بود و اهل آن مرتبط ترین جمعیت با اهل خیبر بودند.  

 اهل فدک تسلیم شدند بدون آنکه لشکر اسلام در فتح آنجا شرکت داشته باشند، و به حکم آیه اول سوره حشر «ما افاء الله على رسوله ...» چنین سرزمینهایى ملک شخصى پیامبر صلى الله علیه و آله مى شود.

 لذا سرزمین فدک به صورت یکپارچه از آن پیامبر صلى الله علیه و آله شد که مى بایست مردم فدک در آن کار مى کردند و در آمد آن را به حضرت تسلیم مى نمودند و فقط اجرت دریافت مى کردند.

 بلافاصله پس از فتح فدک ، آیه « وات ذا القربى حقه... » نازل شد، یعنى حق خویشان را به آنان بده ، و جبرئیل در بیان آن از طرف خداوند عرضه داشت : فدک را به فاطمه عطا کن .

 پیامبر صلى الله علیه و آله حضرت زهرا سلام الله علیها را فرا خواند و به دستور آن حضرت سند فدک بعنوان بخشوده و اعطایى پیامبر صلى الله علیه و آله به آن حضرت تحویل داده شد. سپس پیامبر مردم را در منزل زهرا سلام الله علیها جمع نمود و به آنان خبر داد که فدک از آن فاطمه است.در همان جا نیز از درآمد فدک به عنوان اعطایی فاطمه علیها السلام بین مردم تقسیم کرد و بدین ترتیب تصرف مالکانه ی فاطمه علیها سلام در فدک را به آنان نشان داد

 همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله به دست مبارک خود در سرزمین فدک یازده درخت خرما کاشتندکه به عنوان یادگاری از آن حضرت در سرزمین فدک بماند و این درختان سالیان متمادی مورد توجه مردم بود و بدانها تبرک می جستند.

 حضرت زهرا سلام الله علیها در سرزمین فدک نماینده اى قرار داد، و او پس ‍ از محاسبات لازم و پرداخت مخارج ، در آمد آن را - که از هفتاد هزار سکه طلا تا صد و بیست هزار سکه نوشته اند - خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها تقدیم مى نمود.

 هر ساله حضرت به اندازه قوت خود بر مى داشت و بقیه را بین فقرا تقسیم مى کرد، و تا هنگام رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله این شیوه ادامه داشت.

 چهار سال مالکیت و تصرف حضرت زهرا علیها سلام در فدک دوران شیرین آن بود که طی شد تا آنگاه که دوران غصب آن فرا رسید و شیرینی گذشته را به کام فاطمه علیها سلام و شیعیانش تلخ کردند.

 -------------------------------------------------

 ۱- معجم البلدان ج ۴ ص ۲۳۸ ، فدک فی الماضی و الحاظر ص ۲۸

 ۲- بحارالانوار ج ۲۱ ص ۲۲ ،۲۳ ،۲۵ و ج ۲۹ ص -۱۹۵  ۱۰۵

 
 
 
 
 

اخراج نماینده حضرت زهرا سلام الله علیها و غضب فدک (1) 

ده روز پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله ابوبکر ماءمورانش را به فدک فرستاد و نماینده حضرت زهرا سلام الله علیها را از آنجا اخراج کرد و آن را غصب نمود و در آمد آن را براى مخارج حکومت غاصبانه خود قرار داد.

 ارائه سند فدک توسط حضرت زهرا سلام الله علیها(2) 

در اولین برخورد، عمر به حضرت زهرا سلام الله علیها گفت : آن نوشته اى که مى گفتى پدرت درباره فدک برایت نوشته بیاور!

حضرت زهرا سلام الله علیها سند فدک را آورد و به ابوبکر نشان داد و فرمود: این نوشته پیامبر صلى الله علیه و آله براى من و فرزندانم است .

ابوبکر و عمر نه تنها اعتنایى به سند نکردند بلکه عمر سند فدک را از حضرت زهرا سلام الله علیها گرفت و پیش چشم مردم آب دهان بر آن انداخت و آن را پاره کرد و علنا مخالفت خود را با امر پیامبر صلى الله علیه و آله اعلام نمود. اکنون باید مراحل اتمام حجت طى مى شد تا غاصبین کار خود را حق جلوه ندهند.

 

جعل حدیث براى غصب فدک (3) 

آماده سازى مدرکى جعلى براى گرفتن فدک به صورت جمله نحن معاشر الانبیاء لا نورث ما پیامبران ارث نمى گذاریم مطرح شد.

در جایى که اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله حضور داشتند و زمان زیادی نگذشته بود که فراموش کنند  کسى جز عایشه و حفصه و یک عرب بیابانى به نام مالک بن اوس بن حدثان کسى به شنیدن چنین حدیثى از پیامبر صلى الله علیه و آله گواهى نداد.

 مالک بن اوس بن حدثان یک عرب بیابانی از قبیله بنی نصر بود که سابقه ی این شخص با پیامبر مشخص نبود تا بتواند مطلبی را به آن حضرت نسبت دهد. به این عرب بیابانی هم – با مشکلات زیاد – این حدیث جعلی را یاد دادند و برایش تکرار کردند تا بتواند نزد مردم شهادت دهد و تعدادد شاهدان را تکمیل کند. بسیار جالب است که در کتب تاریخی تصریح شده که با حضور آن همه اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله احدی جز آن اعرابی و آن دو زن پیدا نشد که به مطلب مورد نظرشان شهادت دهد.

  

احتجاج مفصل حضرت زهرا سلام الله علیها در مجلس ابوبکر و عمر (4)

در اولین مرحله اتمام حجت ، حضرت زهرا سلام الله علیها به امر امیرالمومنین علیه السلام به مجلسى آمد که ابوبکر و عمر به همراه عده اى به طور خصوصى در آن بودند، و ابتدا اخراج نماینده اش را مطرح کرد و اینکه فدک بخشوده پیامبر صلى الله علیه و آله است .

  ابوبکر حدیث جعلى نحن معاشر الانبیاء لا نورث را پیش کشید. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: این اولین شهادت ناحق است. فدک را پیامبر صلى الله علیه و آله به من بخشیده است و من شاهدانى دارم . ابوبکر گفت : دلیل خود را بیاور.

 حضرت زهرا سلام الله علیها تصرف مالکانه خود در زمان پیامبر صلى الله علیه و آله را مطرح کرد و فرمود: چرا درباره چیزى که در دست من است از من شاهد مى خواهى !؟

ابوبکر سخن حضرت را نشنیده گرفت و بار دیگر گفت : چون غنیمت مسلمانان است ، اگر دلیل نیاورى امضا نخواهم کرد!

حضرت فرمود: آیا مى خواهید دستور پیامبر صلى الله علیه و آله را رد کنید و درباره ما حکمى غیر از حکم مسلمانان اجرا کنید؟! عمر با حال غضب گفت : این غنیمت مسلمانان است ، و باید براى مالکیت خود دلیل بیاورى !

حضرت در اینجا عصمت خود را مطرح فرمودند و اینکه سیده زنان اهل بهشت ادعاى باطل نمى نماید، همانطورى که شهادت کسى بر علیه آنان قبول نیست . ولى عمر گفت : ما شهادت دیگران را بر علیه تو قبول مى کنیم !

 حضرت با اشاره به آیه تطهیر فرمود: کسى که بر علیه سیده زنان اهل بهشت شهادتى را بپذیرد ملعون و کافر است : چرا که آنان به حکم خداوند معصومند و آنان با سایر مردم مساوى نیستند.

 سپس ابوبکر گفت : درباره فدک دلیل بیاور. حضرت زهرا سلام الله علیها با ذکر آیه وآت القربى حقه فرمود: من و فرزندانم نزدیکترین خلایق به پیامبر صلى الله علیه و آله بودیم و آن حضرت فدک را به بخشید.

عمر گفت : بر ادعاى خود دلیل بیاور و شاهدانى حاضر کن !

 

شاهدان فاطمه سلام الله علیها بر ملکیت فدک (5)

 حضرت زهرا سلام الله علیها در همان مجلس ماند و کسى را فرستاد تا امیرالمؤ منین و امام حسن و امام حسین علیه السلام و ام ایمن و اسماء بنت عمیس آمدند و به همه آنچه حضرت زهرا سلام الله علیها فرموده بود شهادت دادند.

عمر گفت : على همسر اوست ، حسن و حسین هم پسران او هستند.

ام ایمن هم خدمتکار اوست . اسماء بنت عمیس هم قبلا همسر جعفر بن ابى طالب بوده و خدمتگزار فاطمه سلام الله علیها است و به نفع بنى هاشم شهادت خواهد داد. همه این شاهدان براى منفعت خود شهادت مى دهند!!! او درباره ام ایمن اضافه کرد که او زنى غیر عرب است و با فصاحت نمى تواند شهادت دهد!!!

امیرالمؤ منین فرمود:

هر کس فاطمه و حسن و حسین را تکذیب کند پیامبر را تکذیب کرده است ، و پیامبر درباره من فرمود: هر که تو را رد کند مرا رد کرده است ، و ام ایمن کسى است که پیامبر براى ، به بهشت شهادت داده است ، و براى اسماء بنت عمیس و نسل او ادعا کرده است .

عمر گفت : شما همانگونه هستید که توصیف نمودید، ولى شهادت کسى که به نفع خود شهادت مى دهد قبول نمى شود!

امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: اکنون که ما آن طور هستیم که خودتان مى شناسید و منکر نیستید و در عین حال شهادت ما به نفع خودمان پذیرفته نیست و شهادت پیامبر هم قبول نیست پس انا الله و انا الیه راجعون ! به زودى ظالمان خواهند دانست که به کجا باز مى گردند.

حضرت زهرا سلام الله علیها با حال غضب برخاست و فرمود: خدایا! این دو به حق دختر پیامبرت ظلم کردند. خدایا به شدت اینان را ماءخوذ فرما و سپس حضرت زهرا سلام الله علیها مخزون و گریان از نزد بیرون آمد.

 

نصرت طلبى حضرت زهرا و اهل بیت سلام الله علیها در سایه فدک (6)

اقدامى که هیچکس - نه غاصبین و نه مردم - انتظارش را نداشتند این بود که امیرالمومنین علیه السلام تا چندین روز متوالى ، هر روز حضرت زهرا سلام الله علیها را به همراه امام حسن و امام حسین علیه السلام سوار بر مرکبى مى نمود و بر در خانه مهاجرین و انصار مى برد. حضرت زهرا سلام الله علیها به آنان مى فرمود:

اى مهاجرین و انصار، خدا و دختر پیامبرتان را یارى کنید، شما روزى که با پیامبر بیعت کردید بر سر این بیعت کردید که از او و فرزندانش حمایت کنید و از آنان منع کنید آنچه از خود و فرزندانتان منع مى کنید. بیایید و به بیعت خود نسبت به پیامبر وفا کنید.

 ولى کسى به حضرت جواب مثبت نداد.

 

احتجاج خصوصى حضرت زهرا سلام الله علیها بر ابوبکر (7) 

بار دیگر امیرالمؤ منین علیه السلام به حضرت زهرا سلام الله علیها نزد ابوبکر برو و بگو:

ادعاى مقام پدرم و خلافت او را کرده اى و جاى او نشسته اید؟ اگر فدک ملک تو هم بود و من از تو مى خواستم که آن را به من ببخشى ، بر تو واجب بو آن را به من بدهى . حضرت زهرا سلام الله علیها نزد ابوبکر آمد این مطالب را به او فرمود.

ابوبکر گفت : راست مى گویى . سپس ورقه اى خواست و بر آن نوشته اى مبنى بر بازگرداندن فدک نوشت . خضرت زهرا سلام الله علیها نوشته را برداشت و از نزد و از نزد ابوبکر بیرون آمد.

 

پاره کردن سند فدک (8)

عمر در راه حضرت را دید و گفت : اى دختر محمد! این نوشته چیست !؟

فرمود: نوشته اى است که ابوبکر بعنوان باز پس دادن فدک نوشته است . گفت : آن را به من بده ! حضرت خوددارى کرد و آن را نداد.

در اینجا عمر جسارتى کرد که صفحه تاریخ را سیاه نمود و سوز جانکاه آن براى همیشه دل محبان فاطمه علیه السلام را سوزاند. او با قساوت تمام در میان کوچه و رهگذر مردم به دختر پیامبر صلى الله علیه و آله اهانتى عظیم کرد و با پا به فاطمه سلام الله علیها زد، و به این اکتفا نکرد و سیلى به صورت مبارک آن حضرت زد و طورى که در اثر آن گوشواره حضرت شکست . سپس نوشته ابوبکر را به زور از دست حضرت گرفت و آب دهان بر آن انداخت و نوشته هایش را پاک کرد و آن را پاره نمود و گفت : این سرزمینى است که پدر تو هم با اسب و لشکر آنجا را فتح نکرده است !

امیرالمؤ منین علیه السلام در خانه منتظر بود. وقتى حضرت زهرا سلام الله علیها پشت در آمد حضرت به استقبال او رفت و فرمود: اى دختر پیامبر، چرا این گونه غضبناک هستى ؟ حضرت زهرا سلام الله علیها جسارت عمر را بازگو کرد.

امیرالمؤ منین علیه السلام با یک دنیا تاءسف و غصه از چنین جسارتى به ساحت مقدس بانوى دو جهان ، بعنوان شریک غم و تسلاى آن حضرت فرمود: آنچه نسبت به من و پدرت مرتکب شده اند از این بالاتر است .

 در مورد فدک دو احتجاج و استدلال مفصل و علنی با حضور مردم در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله انجام گرفت که یکی توسط امیرالمومنین علیه السلام و دیگری توسط حضرت زهرا علیها سلام بود. پس از آن چند مورد اتمام حجت کوتاه نیز به وقوع پیوست که شکلهای خاصی داشت.

 

احتجاج مفصل امیرالمؤ منین علیه السلام با ابوبکر و عمر در مسجد (9)

یک مرحله احتجاج آن بود که امیرالمومنین علیه السلام شخصا به مسجد آمد و در حضور مهاجرین و انصار که در اطراف ابوبکر نشسته بودند خطاب به ابوبکر فرمود: اى ابوبکر، چرا آنچه پیامبر صلى الله علیه و آله براى فاطمه قرار داده بود از او منع نمودى ، در حالى که نماینده او از چند سال قبل در آنجا بوده است ؟!

ابوبکر گفت : این غنیمت مسلمین است اگر شاهدان عادلى بیاورد به او مى دهیم و گرنه در آن حقى ندارد.

 حضرت فرمود:

اى ابوبکر، درباره ما حکمى مى نمایى بر خلاف آنچه درباره مسلمانان حکم مى نمایى ؟ چرا از فاطمه شاهد مى خواهى در حالى که فدک در دست راست اوست و در زمان حیات پیامبر و بعد از آن حضرت مالک آن بوده است ؟ چرا از مسلمین شاهد نمى خواهید؟!

 ابوبکر ساکت شد، ولى عمر گفت : این غنیمت مسلمین است و ما با کلام تو نمى توانیم مقابله کنیم ! اگر شاهدان عادلى آوردى قبول مى کنیم ! امیرالمؤ منین علیه السلام آیه تطهیر را مطرح کرد و فرمود: آیا شهادت کسى را بر علیه فاطمه قبول مى کنى ؟ ابوبکر گفت آرى ؟

 حضرت فرمود:

پس کافرى ! زیرا شهادت خداوند را بر طهارت او رد کرده اى و شهادت مردم را بر علیه او قبول کرده اى . همچنین حکم خدا و رسول را رد کرده اى که فدک را براى فاطمه قرار دادند. همانطور که فرمان دیگر پیامبر صلى الله علیه و آله را رد کرده اى که از مدعى علیه شاهد مى خواهى ! تو سخن خدا و رسول را رد کردى و گفته یک عرب بیابانى را پذیرفتى و فدک را از فاطمه گرفتى و گمان کردى غنیمت مسلمین است .

 در اینجا مردم به خشم آمدند و متوجه ظلم ابوبکر و عمر شدند و به یکدیگر نگاه کردند و گفتند: به خدا قسم على راست مى گوید..

 امیرالمؤ منین علیه السلام هم به خانه باز گشت .

 

خطابه مفصل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در مسجد (10)

در شرایطى که ابوبکر و عمر به همراه مهاجرین و انصار، مجلس مهمى در مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله تشکیل داده بودند و مشغول قدرت نمایى در مقابل خانه فاطمه علیه السلام بودند که در فاصله چند قدمى آنان بود، ناگهان در خانه فاطمه سلام الله علیها باز شد و بانوى با عظمت اسلام در حالى که عده اى از زنان گرداگرد آن حضرت بودند وارد مسجد شده به سوى جمعیت پیش آمدند.

دختر پیامبر سر مبارک را با پوشش کامل پوشانیده و لباس سراسرى از روى لباسها پوشیده بود. از شدت غم و ناراحتى جسمى ، قامت فاطمه سلام الله علیها راست نبود و لباس حضرت به زمین کشیده مى شد و گاهى زیر پاى مبارکش مى رفت . با ورود بزرگ بانوى جهان فورا بین زنان و مردان پرده اى زده شد، و حضرت با زنان همراه در آن سوى پرده قرار گرفتند و روى زمین نشستند.

ناگهان صداى فاطمه سلام الله علیها را شنیدند که آهى جانسوز کشید و همه مردم به گریه در آمدند و مجلس بر خود لرزید و همه منقلب شدند. شدت گریه به حدى بود که حضرت مدتى طولانى صبر کرد تا مردم ساکت شدند. حضرت خواست سخنان خود را آغاز که با شنیدن چند کلمه بار دیگر مردم به گریه در آمدند و حضرت آن قدر صبر کرد تا مردم کاملا آرام شدند و آنگاه سخنان خود را آغاز کرد.

فاطمه زهرا سلام الله علیها پس از حمد و ثناى الهى و اقرار به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله و بیان حکمتهایى از خلقت و تکلیف بشر و ارسال انبیاء علیه السلام و خصوص نبوت پیامبر صلى الله علیه و آله سوابق مردم با قرآن و اهل بیت علیه السلام شدند. از یک سو سابقه مردم در کمک به دین خدا و از سوى دیگر وظیفه خطیر شان نسبت به آیندگان را متذکر شدند. همچنین عظمت قرآن و اهل بیت علیه السلام و ارتباط آن دو با یکدیگر را بیان کردند و سپس شمه اى از حکمت شرایع الهى را ذکر نمودند.

پس از آن خود را معرفى کردند تا اهل مجلس و آینده تاریخ بدانند چه مقام معظمى با مردم سخن گفته است و سپس سوابق و زحمات طاقت فرسا و فداکارانه پیامبر صلى الله علیه و آله و امیرالمؤ منین علیه السلام در پرورش ‍ نهال اسلام را ذکر کردند.

در اینجا سخن را به مطلب مورد نظر نزدیک کردند و ارتداد مردم پس از پیامبر صلى الله علیه و آله و نادیده گرفتن گذشته ها را یاد آور شدند و اینکه آتش فتنه ها را بر علیه دین خدا و اهل بیت پیامبر علیه السلام شعله ور مى نمایند. سپس مسئله فدک را بعنوان نمونه اى از آتشهاى بر انگیخته آنان بر شمردند.

در این قسمت از سخن آیاتى از قرآن درباره ارث و بخصوص ارث انبیاء به میان آوردند، و مسائلى را که به طور خصوصى با ابوبکر و عمر مطرح کرده بودند این بار در حضور مردم به طور مفصل تر و علنى تر بیان کردند.

سپس خطاب به قبر پیامبر صلى الله علیه و آله از غاصبین و مردمى که موید آنان بودند شکایت بردند و این شکوه را در قالب اشعارى بیان کردند.

آنگاه خطاب را متوجه نمودند و با یاد آورى گذشته آنان در اطاعت از اوامر پیامبر صلى الله علیه و آله و یارى دین خدا، تعجب خود را از بى توجهى آنان نسبت به احقاق حق دختر پیامبر صلى الله علیه و آله بیان کردند که حتى پس از داد خواهى و فریاد کمک طلبى کسى اعتنا نمى کند!

ابوبکر از فرصت استفاده کرد و در سخنانى کوتاه حدیث جعلى خود را مبتنى بر ارث نبردن از انبیا مطرح کرد و اشاره کرد که من غصب فدک را با مشورت و توافق مسلمین انجام داده ام .

حضرت زهرا سلام الله علیها ضمن اینکه ساحت پیامبر صلى الله علیه و آله را از مخالفت قرآن منزه دانستند، آیات صریح ارث انبیا علیه السلام را مطرح کردند و ثابت کردند که هیچ استثناى در مسئله ارث براى هیچ کس ‍ وجود ندارد.

این بار ابوبکر اقرار کرد که از جوانب عاجزم و فقط مسلمین را بین خود و تو قرار مى دهم . اینجا بود که حضرت زهرا سلام الله علیها خطاب را متوجه مسلمین نموند و به شدت آنان را که به سوى سخن باطل روى آورده بودند مورد مواخذه قرار دادند و به عذاب بشارت دادند و اشاره کردند که اگر مردم هم به آن راضى نباشند خدا راضى است .

در اینجا سخنان خضرت پایان یافت و در راه بازگشت به خانه ، رافع بن رفاعه به آن حضرت گفت : چرا على قبلا ما را آگاه نکرد تا در خلافت با دیگرى بیعت نکنیم و کار به اینجا نرسد؟! حضرت با غضب به او فرمود:

پس از واقعه غدیر براى احدى عذرى باقى نمانده است .

ام سلمه نیز سر از حجره اش بیرون کرد و با خطاب توبیخ ‌آمیز به مردمى که خطابه حضرت زهرا سلام الله علیها را بدون نتیجه خاصى به پایان برده بودند گفت :

آیا با مثل فاطمه این گونه برخورد مى شود؟ آیا شما آمده اید به فاطمه سلام الله علیها حکم دینش را یاد دهید؟ آیا مثل فاطمه سلام الله علیها آنچه حقش نباشد طلب مى کند؟ آیا عنایت خاص پیامبر علیه السلام نسبت به او فراموش کرده اید؟

 

سخنان حضرت زهرا سلام الله علیها براى زنان عیادت کننده (11)

اولین اثر خطابه حضرت زهرا سلام الله علیها آن بود که زنان مهاجر و انصار بعد از مدتى که هیچ یادى از یادگار پیامبر صلى الله علیه و آله نکرده بودند به عیادت حضرت آمدند و گفتند: اى دختر پیامبر، حالتان چگونه است ؟ حضرت فرمود: از دنیایى که با شما باشم متنفرم و آن را رها کرده ام ، و نسبت به مردان شما غضبناکم .

آنگاه از آنان پرسید: از على چه چیزى را نپسندیدند؟ اگر خلافت را به دست او سپرده بودند به بهترین وجهى آن را اداره مى کرد و برکات آسمان و زمین بر آنان نازل مى شد. سپس فرمود: هم اکنون باردار شده و پس از زمان کوتاهى ثمره اش ظاهر مى گردد و از آن خون و سم کشنده مى دوشید.

زنان عیادت کننده فرمایشات حضرت زهرا سلام الله علیها را براى مردان خود باز گو کردند. پیرو آن عده اى از بزرگان مهاجرین و انصار بعنوان عذر خواهى نزد حضرت آمدند و به خیال خود عذرى تراشیدند و گفتند: اى سیده النساء، اگر على قبل از بیعت این مسئله را یاد آور مى شد سراغ دیگرى نمى رفتیم !

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: از من دور شوید، که با بهانه هاى بیهودتان عذر شما پذیرفته نیست و با کوتاهى هاى شما جاى هیچ سخنى باقى نمانده است !

 

نامه امیرالمؤ منین علیه السلام به ابوبکر درباره غضب فدک (12)

در حالى که غاصبین مشغول قدرت نمایى بودند امیرالمؤ منین علیه السلام نامه اى به مضامین عالى براى ابوبکر نوشت . این نامه از حضرت هنگامى نوشت که ابوبکر پس از تثبیت غضب فدک بر فراز منبر با اظهار قدرت سخنان ناروایى نسبت به مقام شامخ ولایت بر زبان راند. فرازهایى از نامه حضرت چنین بود:

میراث پاکان ابرار را براى خود قسمت کردند و با غضب بخشوده پیامبر صلى الله علیه و آله (یعنى فدک ) سنگینى وزر وبال آن را بر خود خریدند. تا آنجا که مرا مى شناسید هلاک کننده لشکرها و نابود کننده جنگجویان و از بین برنده بزرگانتان و خاموش کننده غائله هاتان و قاتل شجاعانتان بوده ام . در زمانهایى که شما در خانه هایتان نشسته بودید.

نخواستید خلافت و نبوت در ما باشد چرا که کینه هاى بدر و خونهاى احد را به یاد آوردید! منم آنکه زنگار ناراحتى ها را از روى بهترین خلایق (یعنى پیامبر صلى الله علیه و آله ) مى زدودم . آرام باشید، به زودى گرد و غبار مى نشیند و ثمره سمى قاتل خواهید یافت . خداوند براى قضاوت ما و پیامبر بعنوان خصم شما و قیامت براى محل مخاصمه کافى است .

 

سخنرانى ابوبکر درباره توافق مردم بر غضب فدک (13)

وقتى ابوبکر نامه را خواند وحشت و رعب شدیدى او را گرفت و گفت : عجیب است ! چه جراءتى نسبت به من دارد که دیگرى ندارد!؟

سپس دستور داد تا مردم جمع شوند و بر ایشان سخنرانى کرد و ضمن آن اقدامات خود را به اتفاق و توافق مردم نسبت داد و چنین گفت : اى مهاجرین و انصار، مى دانید که من درباره باغهاى فدک بعد از پیامبر صلى الله علیه و آله با شما مشورت کردم و شما گفتید: پیامبران ارث نمى گذارند، و این اموال فدک باید به غنیمت ها اضافه شود! ما هم این نظر شما را به اجرا گذاشتیم ، ولى مدعى آن این مطلب را نمى پذیرد. این مدعى فدک است که مى ترساند و تهدید مى کند و به جان پیامبرش قسم یاد مى کند که آن را با خون کشنده بیالاید.

به خدا قسم من خلافت را باز پس دام ولى مورد قبول واقع نشد!! همه اینها براى احتراز از کراهت فرزند ابوطالب و فرار از درگیرى با او بود. مرا با فرزند ابوطالب چه کار است ؟ آیا کسى با او به منازعه پرداخته که بر او غالب شود؟!

 

تحلیل غاصبان از غصب فدک(14)

پس از این سخنرانى ، عمر که احساس ضعف در سخنان ابوبکر را به خوبى متوجه شده بود در مجلس مشورت به او گفت : تو فقط این گونه سخن مى گویى . سبحان الله ! چه قلب وحشت زده اى پیدا کرده اى و نفست بى تحمل شده است ! من گردنهاى عرب را براى تو خم کردم ، و حکومت شورى را برایت تثبیت نمودم . اگر چنین نبود پسر ابوطالب استخوانهایت را آرد مى کرد! خدا را شکر کن که من در کنار تو هستم !

ابوبکر گفت : اى عمر، تو را به خدا سوگند مى دهم که مرا از مغلطه ها و مانع سازیهاى خود رها کنى . به خدا سوگند اگر او بخواهد من و تو را بکشد با دست چپش مى کشد و نیازى به دست راست ندارد!

ما را از دست او جز سه چیز خلاص نکرده است:

1- او تنهاست و یاوری ندارد

2- او وصیت و سفارش پیامبر را مراعات می کند

3- هریک ازین قبایل را در نظر بگیری علی معترض آنها شده است.

تو هم خوب می دانی که اگر اینها نبود خلافت به او باز می گشت اگرچه ما خوش نداشتیم. بدانکه دنیا برای او بی ارزش تر از ملاقات هریک از ما با مرگ است.

ای عمر مادامیکه این مرد تو را رها کرده تو هم او را ترک کن و سخن خالد که می گوید« علی را خواهد کشت» تو را گول نزند.

 

سخنان ابوبکر در تهدید و تطمیع مهاجرین و انصار (15)

غاصبین فدک با تخریب زمینه هاى اجتماعى به دست خود، احساس خطر جدى کردند و چاره نهایى را در تهدید و ارعاب دیدند که در ضمن آن تطمیعهایى هم به چشم مى خورد. ابوبکر بر منبر رفت و مردم به مخاطب قرار داد و گفت : اى مردم ، این چه گونه فرادادن به هر سخنى است ؟ این آرزوها در زمان پیامبر کجا بود!؟ از ضعیفان کمک مى گیرید و زنان را به یارى مى طلبید سپس رو به انصار کرد و گفت : این انصار، سفیهان شما به من رسیده است و این در حالى است که شما سزاوارترین مردم به حفظ عهد پیامبرید.

بدانید که من نسبت به کسى که مستحق مجازات نباشد دست و زبان باز نخواهم کرد.

ابوبکر در پایان تهدیداتش وارد جنبه تطمیع مردم شد و براى خریدارى فکر مردم گفت : بعد از همه اینها، فردا صبح همه گرفتن سهمیه هاى خود از بیت المال بیایید، و این آخرین راه مؤ ثر بود که براى روز مبادا ذخیره کرده بودند.

 

آخرین سخنان حضرت زهرا سلام الله علیها در رابطه با فدک (16)

در آخرین روزهاى عمر حضرت ، یکى از زنان طرفدار سقیفه بعنوان عیادت نزد حضرت آمد. حضرت بعنوان آخرین سخنى که درباره فدک بر زبان آورد به او فرمود:

آنگاه که پیامبر صلى الله علیه و آله از دنیا رفت ابوبکر و عمر با جراءت تمام فدک را گرفتند. فدک اعطایى پروردگار به پیامبر بود که آن را براى قوت فرزندان از نسل او و خودم به من بخشیده بود. این مطلب را خدا مى دانست و امین او شاهد بود. من صبر بر این ظلم را باعث تقرب به درگاه الهى در روز قیامت مى دانم ، و خورندگان آن به ظلم ، آن را شعله ور کننده حمیم در شعله هاى جهنم خواهند یافت .

 این بود داستان سرزمینى که در یک روز شیرین به امر خداوند تعالى و به دست پیامبر صلى الله علیه و آله به بانوى بانوان جهان تقدیم شد، و چهار سال در اوج شادمانى در آمد آن صرف مستمندان گردید و چشمان بسیارى از نیازمندان منتظر رسیدن در آمد فدک بود تا از بخشش فاطمه سلام الله علیها زندگى خود را سامانى بخشند.

 تا آنگاه که به فاصله ده روز از رحلت بخشنده فدک ، یادگارى پیامبر صلى الله علیه و آله را به عجله از دست یادگار پیامبر صلى الله علیه و آله بیرون آوردند و شیرینى گذشته را به کام فاطمه سلام الله علیها و شیعیانش تلخ کردند و اشک شیعیان را تا آخر روزگار بر مظلومیت صاحب فدک حضرت زهرا سلام الله علیها جارى ساختند.

 اکنون فدک بعنوان شاهدى محکم در دست شیعیان حضرت زهرا سلام الله علیها است که با پیمودن قرنها خود را به مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله مى رسانند و نداى جانسوز و آه دل شکسته یادگار وحى را پاسخ مثبت مى دهند. فاطمه سلام الله علیها این مدرک قوى را به دست دوستان خود سپرده ، تا در هر کجا و هر زمان نشان دهند که نسبت به مقام عصمت کبرى بى تفاوت نیستند.

 این سند محکم به طور علنى بر همگان روشن ساخت که صاحب مقام رضى فاطمه رضى الله و آنکه غضب او غضب پروردگار است ، بر چه کسانى غضب کرد و آنان چگونه نارضایتى او را فراهم آوردند و عکس العمل حضرت در برابر آنان چه بود.

 ---------------------------------------------------------------

 ۱- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج۱۶ ص ۲۶۳. المثالب (ابن شهر آشوب) خطی: ص ۲۲۶. بحارالانوار ج ۲۹ ص ۱۲۷

 ۲- بحارالانوار ج ۲۱ ص۲۳ . نوائب الدهورج۳ص ۱۴۸ . عوالم العلوم ج۱۱ ص ۵۷۴ . مجمع النورین ص ۱۳۷

 ۳- بحار ج ۲۹ ص ۱۳۴ و ۱۵۶ و ۱۹۰ . کتاب سلیم: ج۲ ص ۶۹۴

 ۴-بحار ج ۲۹ ص ۱۳۴و ۱۸۹ و ۱۹۹ - ۱۹۴  . کتاب سلیم: ج ۲ ص ۸۶۸

 ۵- بحار ج ۲۹ ص ۱۳۴ و ۱۸۹ و ۱۹۷.

 ۶- بحار ج ۲۹ ص ۱۹۱

 ۷- بحار ج ۲۹ ص ۱۵۷و ۱۹۲ . ج ۴۸ ص ۱۵۷. نوائب الدهور: ج۳ ص ۱۴۸ . دلائل الامامة ص ۱۱۹

 ۸- بحار ج ۲۹ ص ۱۵۷، ۱۹۲ . ج ۴۸ ص ۱۵۷. نوائب الدهور ج ۳ ص ۱۴۸ . دلائل الامامة ص ۱۱۹

 ۹- بحار ج ۲۹ ص ۱۲۵، ۱۳۱، ۱۸۹، ۱۹۵

 ۱۰ منابع و اسناد خطبه ی فدکیه بسیار زیاد است که در لینکی جداگانه آورده شده است.

 ۱۱- منابع و اسناد این سخنرانی نیز در لینک قبل آمده است.

 ۱۲- بحار ج ۲۹ ص ۱۴۰ ح ۳۰

 ۱۳- دلائل الامامة ص ۱۲۳ - ۱۲۴

 ۱۴- الاحتجاج ج ۱ ص ۹۵ - ۹۷ . بحار ج ۲۹ ص ۱۴۲

 ۱۵- دلائل الامامة ص ۱۲۳- ۱۲۴

 ۱۶- بحار ج 29 ص 140 ح 30

( برگرفته از sayedati.blogfa.com)


نویسنده : محمدی
تاریخ : دوشنبه ۸ آبان ۱۳٩۱



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir
















Online User تماس با ما


پایگاه جامع عاشورا