اللّهم عجّل لولیّک الفرج و العافیة و النّصر و اجعلنا من اَعوانه و انصاره
سفیر روم در مجلس یزید لعنه الله
کلمات کلیدی :ورود اسرا به شام، امام حسین علیه السلام
نظرات ()



فرستاده قیصر به یزید متوجّه مى‏شود و مى‏گوید: ما در جزیره‏اى از جزائر نعل الاغ عیسى علیه السّلام وجود دارد، هر ساله به آن جزیره مى‏رویم و نذورات مى‏بریم و آن قدر آن را تعظیم مى‏کنیم که شما کتابهایتان را تعظیم مى‏کنید، من شهادت مى‏دهم که تو بر باطل هستى با فرزندى از پیامبرتان اینگونه رفتار مى‏کنید؟  یزید از این گفتار خشمگین مى‏شود و دستور قتل او را مى‏دهد، او نزد سر مى‏رود آن را مى‏بوسد، شهادتین را مى‏گوید و هنگام قتل او اهل مجلس از سر شریف به صداى بلند و فصیح مى‏شنوند که مى‏فرمود:

 

«لا حول و لا قوة الّا باللّه».  پس از آن سر را از مجلس بیرون مى‏برند و سه روز بر درب قصر آویزان مى‏کنند،  هنگامى که هند همسر یزید دختر عمرو بن سهیل سر را بر درب‏ خانه‏اش مى‏بیند در حالى که نور الهى از آن ساطع است و خون تازه آن هنوز خشک نشده و بوى خوش از آن بلند است، بدون حجاب به مجلس وارد مى‏شود و مى‏گوید: سر پسر دختر پیامبر بر درب خانه ماست، یزید برمى‏خیزد، او را مى‏پوشاند و مى‏گوید: اى هند او را به من بسپار، او فریاد بنى هاشم بود که ابن زیاد با او چنین کرد. یزید دستور مى‏دهد که سرها را بر دروازه‏هاى شهر و مسجد جامع بیاویزند و آنها چنین مى‏کنند.

 

مروان از قتل حسین علیه السّلام شادمان مى‏شود و شعر مى‏خواند، چوب بر صورت حسین علیه السّلام مى‏زند و مى‏گوید:

 

چه نیکوست سرد شدن تو در میان دو دست‏

 

در حالى که گونه‏هاى تو به رنگ قرمز در آمده‏اند

گویا که آنها را در طلا خوابانده‏اند

 

نفس من از تو شفا یافت اى حسین‏

     

 



نویسنده : محمدی
تاریخ : شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۱



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir
















Online User تماس با ما


پایگاه جامع عاشورا